وال کوهان دار

۲ مطلب در مهر ۱۳۹۶ ثبت شده است

نواده ی مرگ

به سمت من نیا

من از جنس حصارم

در رگهایم

خون میدانهای مین جاریست

و شب ها

برای سیم های خاردار عاشقانه می نویسم


به سمت من نیا

در من هر روز

جنگی تازه شروع می شود

و ترسوتر از آنم

که لوله ی تفنگ را به سقف دهانم بچسبانم


به سمت من نیا

من از تو می نوشم

از روحت

تمام که میشوی همچنان به شکار ادامه می دهم

نیاموخته ام که رفتن را دوست بدارم

یا برای پایان ها بخندم

ادامه می دهم


به سمت من نیا

من از جنس حصارم

و در رگهایم

خون میدانهای مین جاریست

 

 

 مهدی یکتا

۲۹ مهر ۹۶ ، ۲۲:۲۱ ۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
وال کوهان دار

دلبرم

دلبرم من اینجا نشسته ام و به تو فکر میکنم. به تو فکر کردن می دانی چگونه است؟ انگار که از بالای صخره ای بالابلند مناظر سرسبز بهشت را تماشا کنی. انگار که دریا را در چشمانت بریزی و از غرق شدن نترسیده باشی. انگار که به بوسه فکر کنی و اکسیر جوانی در رگهایت جاری شود. جوانی را می خواهم چکار وقتی که تو را دارم و هر لحظه با تو تمام لحظه هاست و هر ثانیه بی تو ابدیتی پردرد است. 

دلبرم وقتی به تو فکر می کنم پرنده ها در سرم به پرواز در می آیند. کلمه ها شعر می شوند و هر سلاح که برای جنگ در سرم می پرورانم گل سرخی می شوند که چشمان عشاق جوان را نوازش می دهد

دلبرم تو مثل امید مثل بوی خوش گلهای بهاری مثل سحرگاهی زیبا که تا ابد ادامه دارد در جانم رخنه کرده ای و من تو را به خاطر تمام این چیز ها ستایش میکنم اما از آن رو دوستت دارم که تو خود تو هستی، به هیچ نقاب و رنگی.

۲۳ مهر ۹۶ ، ۲۰:۰۲ ۶ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰
وال کوهان دار