نوشتن از زیستن آغاز می شود. از تماشای جریان زندگی. از اینکه بنشینم و نگاه کنم که چگونه با دستهای ظریفت دانه های انار را در کاسه می ریزی. که چگونه خودکار را روی کاغذ می چرخانی یا اینکه وقتی لباس می پوشی زیر لب چه آوازی را زمزمه می کنی. بعد از آن می شود کلمه نوشت. می شود جورچین را تکمیل کرد. می شود احساس را در ظرف ریخت.

نوشتن از زیستن آغاز می شود. از غلبه بر ترس. وقتی که محدوده ها را پشت سر گذاشتی می توانی بنویسی. مرزها را برای ترسیدن ساخته اند. کوه هایی که نمی توانی از آن بالا بروی؟ دریاهایی که نباید در آنها شنا کنی؟ افکاری که نباید داشته باشی؟ انسانهایی که نباید دوست بداری؟ چه مزخرفاتی!

نوشتن از زیستن آغاز می شود. از چشیدن معنای درد. اولین باری که عبور میکنی. اولین باری که بخشیده می شوی یا می بخشی. اولین باری که بغضت را فرو می دهی. زخم ها یا می کشند و یا التیام می یابند. پس درد فقط خاطره ای است که با کلمه جاودان می شود.

نوشتن از زیستن آغاز می شود...